خلوت دل

خلوت دل

سخنرانیِ آخرِ سال

هفته ی دیگه همین موقع داریم آماده میشیم برای تحویلِ سال. باورت میشه؟ یه سالِ دیگه هم گذشت. اما خدا وکیلی این سالِ 99 هم از اون سالها بودا! حسابی از خجالتِ همه در اومد!

مادرم، دوستت دارم

مادر، آن هنگام که درخشش چشمانت را در آسمانِ زندگی ام میبینم، آن هنگام که جوششِ چشمه ی چشمت را، در سراشیبیِ صورتِ زیبایت برانداز میکنم، زمانی که به یاد می آورم، چگونه در جستجوی آغوشِ پر مهرت هجمِ خالیِ…

از احوالاتِ این روزها تا تغییراتی توی سایت

بیشتر از یک ماهه که چیزی پست نکردم.. راستش منتظر بودم تا کارهای تعمیری و تغییراتی که میخواستم توی سایت بدم، تموم بشه و بعد اقدام به نوشتن پست کنم، اما ظاهرا این قصه سرِ دراز داره و هنوز نمیدونم…