دو در یک

من ریزه کاری های بارانم، در سرنوشتی خیس می مانم. دیگر درونم یخ نمی بندی، بهمن ترین ماهِ زمستانم. رفتی که من یخچالِ قطبی ... ادامه مطلب

دایره

تمرگیده بودم به تنهاییِ خویش.. مرا تو به اغوای بیراهه بردی.. به دریاچه ی خمرِ خالص کشاندی.. و در مستیِ چشمِ من قوطه خوردی.. ... ادامه مطلب