خلوت دل

سرنوشت

سال 94 هم تموم شد.

این سومین باره که میخوام شروع به نوشتن کنم. دوبار قبلی که پستم رو نوشتم به طرز عجیبی نوشته هام نا پدید شدن! نمیدونم چرا امروز این کامپیوتر لعنتی هم با من سر ناسازگاری پیدا کرده! کمتر از 16 ساعت…

آنچه گذشت…

نیمهء دوم هفتهء گذشته رو خیلی سخت گذروندم, اصلا حالم خوب نبود از دوشنبه شب که عشقم برام پیام صوتی گذاشته بود حسابی به هم ریختم بد جور مریض شدم, تمام استخوان‌های بدنم تیر می‌کشید. همه‌اش تب و لرز می‌کردم…