خلوت دل

باران

ببــــار بــــاران

وقتـی که دلـــــــت یک جـورِ خــاص می گیـــرد وقتـی که دیگـــر لبخنـــــد از روی گونــــه هایت محـو می شـود وقتـی که مجبــــــور به انتخــابی دیگـر می شــوی وقتـی پـا روی دل می گــذاری وقتـی می دانـی راهـی که به بــی…

ماجرای من و بچه محل روان شناس.

امروز صبح بارون خیلی تندی میبارید… وقتی داشتم سوار اتوبوس میشدم خبری از بارون نبود… حتی خورشید از گوشه ی آسمون بالا اومده بود و داشت با دستهای گرمش صورتم رو نوازش میکرد!

چه خبر از کجا؟!

امروز هوا خیلی سرده… با این که پالتو تنمه باز هم دارم میلرزم… البته شوفاژها هنوز خاموشن و اداره مثل سردخونه شده… صبح امروز پس از مدتها احساس گرسنگی کردم…

تعطیلات نوروز را چگونه گذراندید؟ (قسمت اول)

درود فراوان. جا داره یک بار دیگه فرا رسیدن سال نو رو به دوستان و بازدید کنندگان اعم از غریب و آشنا تبریک و تهنیت بگم و از خداوند متعال بهترین آرزوها رو برای همه‌ی عزیزان داشته باشم…