حرفهای خودمانی

دسته حرفهای خودمانی



دیشب خوابِ تو را دیدم

دیشب خوابت را دیدم..
گریه می کردم..
به گمانم چشمانم با ابرهای بهاری مسابقه گذاشته بودند..

ادامه مطلب

بغضِ بی امان

اومده بود توی حیاطِ آقا جون..
نشستم بقلِ درختِ توت، سرم رو تکیه دادم به درخت..
چشمام رو هم دوختم به آسِمونِ ابری..

ادامه مطلب

عطرِ یادهای تو

میسوزم و عطرِ یادهای تو را میدهم..
عطرِ بالِ پرنده ای تازه سال، که به اشتیاقِ قوسِ قَزَح پَر گرفت و به خانه ی خود برنگشت..

ادامه مطلب

قرار

میگم: اصلا مگه قرار نبود از ما حرکت باشه، از دلبرمون دل ضعفه رفتن؟!
مگه قرار نبود از تهِ دل بخوایم، بشه؟!
خب ما که خواستیم!

ادامه مطلب

از سفر تا کرونا

انگاری چیزی ندارم که راجع بهش بنویسم..
آخه هر چی به مخم فشار میارم که چیزی از توش در بیارم و بنویسم، به موضوعِ چندان مهمی نمیرسم..
مگه این چینی ها گذاشتن بفهمیم امسال بهار و تابستونش چی به چی شد!

ادامه مطلب

وقتی که رفته

شاید اگه خوب باشم، بهتر از من پیدا بشه..
اما اگه بد بشم، بدتر از من پیدا نمیشه..
میدونی چرا؟!
گُفتنِ دلیلش هم خیلی سخته، سختتر از سخت..

ادامه مطلب

زلزله

میگم یادته چند وقت پیش یه زلزله اومد تِهرون رو لرزوند؟!
همه ترسیده بودن..
ما هم که همیشه تو فضای مجازی پلاسیم و آخرین اخبار رو دنبال میکنیم سیگارمون رو برداشتیم و رفتیم توی تراس..

ادامه مطلب

دیگر دوستت ندارم

دیگر دوستت ندارم و میدانم دروغ حناق نیست که بچسبد بیخِ گلو و رها نکند..
اصلا “عشق” این سه حرفِ بی سر و ته دلم را نلرزاند، چه برسد به نگاه ها و محبت های گاه و بیگاهِ تو..

ادامه مطلب

معلمِ ادبیات

من که نمیخواستم معلم ادبیات شوم..
نمیخواستم شعر بگویم که..
اصلا من کاری به زمانها نداشتم..
داشتم زندگیِ خودم را میکردم..

ادامه مطلب

دیوونگیِ محض

تنها من بودم که سوختم تو راهِ عشقت..
دل بستم به قلبِ بی وفای تو..
تنها من بودم که با قلبی پر از حسرت، تنها موندم و هیچ نفسی ندارم..

ادامه مطلب