حرفهای خودمانی

دسته حرفهای خودمانی



معلمِ ادبیات

من که نمیخواستم معلم ادبیات شوم..
نمیخواستم شعر بگویم که..
اصلا من کاری به زمانها نداشتم..
داشتم زندگیِ خودم را میکردم..

ادامه مطلب

دیوونگیِ محض

تنها من بودم که سوختم تو راهِ عشقت..
دل بستم به قلبِ بی وفای تو..
تنها من بودم که با قلبی پر از حسرت، تنها موندم و هیچ نفسی ندارم..

ادامه مطلب

دلتنگی

بابا من که تاریک نبودم..
اهلِ نور بودم و محبت، زلالِ زلال بودم..
سنگایِ کفِ صدامو میشمردی یادت نیست؟!

ادامه مطلب

انتظار

میگم: دیدی یادت رفت!
دیدی یادم رفت!
دیدی اولِ سال شد و با هم حرف نزدیم!
از بس که باورمون شده، هیچ وقت آفتابِ آسمونِمون نمیشی..

ادامه مطلب

یادی از یک دوستِ قدیمی

خب بالاخره موفق شدم در سال جدید اولین پستم رو بنویسم..
لازم میدونم قبل از هر چیز فرا رسیدنِ بهار و نو شدنِ طبیعت رو به همۀ کسانی که این پست رو میخونن تبریک بگم و از تهِ دل بهترین ها رو برای مردمِ مهربانِ سرزمینم آرزو کنم..

ادامه مطلب

کورونا

بعد از چند روزی غیبت، دوباره سر و کله ام پیدا شد..
توی این مدتی که نبودم، همش فکرم پیشِ اینجا بود..
دو سه روز پیش یه سری به اینجا زدم، اما هر کاری کردم دیدم سایت بالا نمیاد که نمیاد..

ادامه مطلب

لحظه ها رو با تو بودن

شنبه پنجم بهمن ماهِ ۹۸٫٫
چیزی به پایانِ ساعاتِ کاری نمونده..
کسل و بی حال و بی حوصله ام..
موبایلم زنگ میخوره..
پشتِ خط، مادرمه..

ادامه مطلب

بهـــمن

من نمیتونم دوستش نداشته باشم و نمیتونم نسبت بهش بی اهمیت باشم..
اما یاد گرفتم، نشون بدم نسبت بهش حسی ندارم و یاد گرفتم نشون بدم بهش بی اهمیتم..

ادامه مطلب

برف باریده اونم چه برفی!

صبح یک روز برفی

چند روزیه که ننه سرما داره حسابی خودش رو نشون میده..
هوا خیلی سرد شده و آدمِ تنبل و سرمایی مثلِ من رو بیشتر از همیشه خونه نشین کرده..

ادامه مطلب

دلم برایت تنگ شده

من جای تمامِ کسانی که دلتنگت نمیشوند..
من جای تمامِ کسانی که بیتابِ چشمهایت نیستند..
من جای تمامِ کسانی که گفتند دوستت دارند، تو ماندی و آنها نماندند..

ادامه مطلب