خلوت دل

آنچه گذشت…

نیمهء دوم هفتهء گذشته رو خیلی سخت گذروندم, اصلا حالم خوب نبود از دوشنبه شب که عشقم برام پیام صوتی گذاشته بود حسابی به هم ریختم بد جور مریض شدم, تمام استخوان‌های بدنم تیر می‌کشید. همه‌اش تب و لرز می‌کردم…

بشنو از محسن, حکایت می‌کند.

سلام. همیشه وقتی می‌خوام مطلبی رو توی سایت پست کنم, می‌مونم که از چی, از کی, و از کجا شروع کنم!! چون اونقدر اتفاقات توی زندگیم زیاد هستن که سر و ته خیلی‌هاشون از دستم در رفتن.. امروز هم همین…

امروز هم کنارم نیستی!!

خواستم چیزی بنویسم !….بیادت افتادم گفتم بگذار برای همه بنویسم… باورتــــان میشــــود یکســــــال دیگـــــــر بــــــی او گذشـــــــت و… مـــــــــن هنـــــــوز نفــــــس می‌کشــــم

برای زادروزت…

عقربه‌های ساعت گواه این است که دیروز به پایان رسید و امروز آغاز شد… امروز که زاد روز توست… نمی‌دانم که در کدامین ساعت و دقیقه و ثانیه از امروز به دنیا آمدی ولی این را خوب می‌دانم که در…