خلوت دل

مـــرگ خـــامـــوش

زندگی با خاطراتِ کسی که دیگه نیست، مرگه..
مرگی که ناگهان توی خیابون شلوغ، که روزی با کسی که دیگه نیست همقدم شدی، کنارت راه میره..
یا توی یه کافه ی قدیمی، روی میزی پر خاطره که هزار بار با کسی که دیگه نیست حرفای درِ گوشی زدی، رو به روت میشینه..
مرگی که گاهی از درونِ یک قابِ عکسِ دو نفره که حالا یه نفرش دیگه نیست، به تو لبخند میزنه..
یا گاهی از بین نتهای یه آهنگِ خاطره انگیز، چشماتو تو شورترین دریای جهان میرخسونه..
مرگی که گاهی با یه هوای برفی و دستای گرمِ کسی که دیگه نیست رو شونت میشینه..
یا توی یه روزِ بارونی، از همون پنجره ای که بارها با کسی که دیگه نیست اون بیرون رو نگاه کردی و دست تکون دادی..
مرگی که گاهی توی پارک و یه پیاده روِ خلوت با عبور خاطره ی کسی که دیگه نیست، به تو برخورد میکنه و زمینگیرت میکنه..
یا که مثلِ یه خودکشیِ ناخواسته گوشه ی خلوت و تنهایی، تورو به اوجِ خاطرات میبره و از همون بالا پرتت میکنه..
زندگی با خاطره ی کسی که دیگه نیست مرگه..
مرگی که روحت رو ذره ذره نابود و فکر و جسمت رو خسته و فرسوده میکنه..
فقط کافیه یه بار با کسی که دیگه نیست از جایی رد شده باشی تا بوی مرگ از همونجا به مشامت برسه..
حالا فکرش رو بکن خونت، اتاقت، تختت چه نقاطِ نا امنی خواهد بود..
زندگی با خاطراتِ کسی که دیگه نیست یه مرگِ بی رحمه..
یه مرگِ خاموشه..
مرگی که آمارِ کشته هاش روز به روز بیشتر میشه..

اسیرِ کنجِ کسالت، دچارِ خواب شدم..
دوباره طعمه ی کابوس و اضطراب شدم..

نشست خاکِ مَذَلَت چنان به چهره ی من..
که پیشِ آینه از شرمِ خویش آب شدم..

به اصلِ نسخه ی متروکِ خویش برگشتم..
خراب بودم از اول، همان خراب شدم..

به پایِ چوبه ی دارم کشید بختِ بلند..
به دورِ گردنِ خود حلقه ی طناب شدم..

کلافِ کور به دستِ شکسته ام دادند..
به پیچِ پوچ رسیدم، هلاکِ تاب شدم..

به عیش و نوش نشستند دسترنجِ مرا..
همیشه سنگِ فُرودینِ آسیاب شدم..

کسی نجُست مرا، من کسی نمی جویم..
کجاست مرگ که با خلق بی حساب شدم..

چه شد نصیبِ من از آن همه زلالی؟ یأس..
به باتلاق زدم غرقِ منجلاب شدم..

به پشتِ پنجره در انتظار پوسیدم..
شبیهِ عکس، دچارِ حصارِ قاب شدم..

منم کسی که نمک روی زخمِ من پاشید..
ببین چگونه به دستانِ خود، عذاب شدم..

نبود بارقه ای در اجاقِ آگاهی..
در این کویرِ نفس‌کش، عبث کباب شدم..

هنوز برجِ بلندِ نجابتم، حسرت!
بنای شعرِ تو آباد اگر خراب شدم..

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا معادله ی امنیتی را حل کنید *