برای توT-manager16 خرداد 1401برای تو مینویسم، که تو فقط بخوانی. مرا ببخش اگر از گونه هایم عشق میریزد و سطرهایم بارانی میشوند. از تو چه پنهان، به ... ادامه مطلب
یه مسافرِ کوچولوT-manager4 اردیبهشت 1401امروز از اون روزاییه که بی حوصله و بدعنق سر کار اومدم. دیروز تعطیلیِ خوبی نداشتم و کلا روزِ کسالت باری رو پشتِ سر ... ادامه مطلب
دو در یکT-manager2 فروردین 1401من ریزه کاری های بارانم، در سرنوشتی خیس می مانم. دیگر درونم یخ نمی بندی، بهمن ترین ماهِ زمستانم. رفتی که من یخچالِ قطبی ... ادامه مطلب
سخنِ پایانیِ سالT-manager26 اسفند 1400خب بعد از مدتها باز اومدم. خیلی وقته که درست حسابی به اینجا نمیرسم. فکر کنم استعدادِ نوشتن رو از دست دادم. البته بی ... ادامه مطلب