خلوت دل

خوشبختی

سال 94 هم تموم شد.

این سومین باره که میخوام شروع به نوشتن کنم. دوبار قبلی که پستم رو نوشتم به طرز عجیبی نوشته هام نا پدید شدن! نمیدونم چرا امروز این کامپیوتر لعنتی هم با من سر ناسازگاری پیدا کرده! کمتر از 16 ساعت…

خسته تر از همیشه ام

امروز بعد از مدتها کمی گریه کردم… هرچند زیاد سبُک نشدم ولی خب از هیچ چی بهتره… هنوز نیاز دارم ساعتها اشک بریزم تا از بار غمهام کم بشه… یه مدتی بود که قادر به گریه کردن نبودم…