یاد‌داشت روزانه

دسته یاد‌داشت روزانه



ایوانِ پاییز

پاییز است..
برگِ خزان آرام و بی صدا، آهسته و رقص کنان، بر دامنِ نسیم، زردیِ خویش به هر گوشه و کناری مینِشانَد..
ماهِ مهر است، قصه ی دیرینِ عشق..

ادامه مطلب

تو را دوست دارم

جایی بی سراغ برای رفعِ دلشکستگی..
چایی داغ برای رفعِ خستگی..
سطری کتاب برای دغدعه ی فراموشی..
شعری ناب برای زمزمه در خاموشی..

ادامه مطلب

بغضِ بی امان

اومده بود توی حیاطِ آقا جون..
نشستم بقلِ درختِ توت، سرم رو تکیه دادم به درخت..
چشمام رو هم دوختم به آسِمونِ ابری..

ادامه مطلب

عطرِ یادهای تو

میسوزم و عطرِ یادهای تو را میدهم..
عطرِ بالِ پرنده ای تازه سال، که به اشتیاقِ قوسِ قَزَح پَر گرفت و به خانه ی خود برنگشت..

ادامه مطلب

قرار

میگم: اصلا مگه قرار نبود از ما حرکت باشه، از دلبرمون دل ضعفه رفتن؟!
مگه قرار نبود از تهِ دل بخوایم، بشه؟!
خب ما که خواستیم!

ادامه مطلب

از سفر تا کرونا

انگاری چیزی ندارم که راجع بهش بنویسم..
آخه هر چی به مخم فشار میارم که چیزی از توش در بیارم و بنویسم، به موضوعِ چندان مهمی نمیرسم..
مگه این چینی ها گذاشتن بفهمیم امسال بهار و تابستونش چی به چی شد!

ادامه مطلب

وقتی که رفته

شاید اگه خوب باشم، بهتر از من پیدا بشه..
اما اگه بد بشم، بدتر از من پیدا نمیشه..
میدونی چرا؟!
گُفتنِ دلیلش هم خیلی سخته، سختتر از سخت..

ادامه مطلب

کورونا

بعد از چند روزی غیبت، دوباره سر و کله ام پیدا شد..
توی این مدتی که نبودم، همش فکرم پیشِ اینجا بود..
دو سه روز پیش یه سری به اینجا زدم، اما هر کاری کردم دیدم سایت بالا نمیاد که نمیاد..

ادامه مطلب

لحظه ها رو با تو بودن

شنبه پنجم بهمن ماهِ ۹۸٫٫
چیزی به پایانِ ساعاتِ کاری نمونده..
کسل و بی حال و بی حوصله ام..
موبایلم زنگ میخوره..
پشتِ خط، مادرمه..

ادامه مطلب

بهـــمن

من نمیتونم دوستش نداشته باشم و نمیتونم نسبت بهش بی اهمیت باشم..
اما یاد گرفتم، نشون بدم نسبت بهش حسی ندارم و یاد گرفتم نشون بدم بهش بی اهمیتم..

ادامه مطلب