یاد‌داشت روزانه

دسته یاد‌داشت روزانه



لحظه ها رو با تو بودن

شنبه پنجم بهمن ماهِ ۹۸٫٫
چیزی به پایانِ ساعاتِ کاری نمونده..
کسل و بی حال و بی حوصله ام..
موبایلم زنگ میخوره..
پشتِ خط، مادرمه..

ادامه مطلب

بهـــمن

من نمیتونم دوستش نداشته باشم و نمیتونم نسبت بهش بی اهمیت باشم..
اما یاد گرفتم، نشون بدم نسبت بهش حسی ندارم و یاد گرفتم نشون بدم بهش بی اهمیتم..

ادامه مطلب

برف باریده اونم چه برفی!

صبح یک روز برفی

چند روزیه که ننه سرما داره حسابی خودش رو نشون میده..
هوا خیلی سرد شده و آدمِ تنبل و سرمایی مثلِ من رو بیشتر از همیشه خونه نشین کرده..

ادامه مطلب

پاییز، آذر، یلدا

چقدر صدای آمدنِ پاییز، شبیهِ صدای قدمهای تو بود..
ملتهب، مرموز، دوست داشتنی!

چقدر هوای پاییز، شبیهِ دستهای توست..

ادامه مطلب

اگر پاییز نویسنده بود

میگم: پاییز اگه خواننده بود، صداش عینِ صدای بنان بود..
وقتی که با اوجِ غمِ توی صداش میگه:
ای الهه ی ناز، با غمِ من بساز..

ادامه مطلب

از یه جایی به بعد

از یه جایی به بعد، دیگه واست مهم نیست که شکمت اومده جلو..
مهم نیست که صورتت جوش زده..
مهم نیست که ریشات رو اصلاح نکردی..

ادامه مطلب

حوالیِ خلوتِ من

من نمی‌دونم این دوست داشتن چیه، که هر بار یکی رو دوست داشتم، دنیا گفت به دَرَک..
یه دیوارِ بلند کشید جلوم و گفت: حقِ حرف زدن نداری، حقِ بغل کردن، حقِ بوسیدن..

ادامه مطلب

تو رو می خواستم

من تو رو واسه باقی مانده ی عمرم میخواستم..
برای صبح های زود، که نورِ آفتاب به صورتت می خوره و اونقدر محوِ تماشات بشم که بیدارت نکنم و خواب بمونی..

ادامه مطلب

الان کجایی؟

من مثلِ همه نمیپرسم که من کجام، اینجا کجاست..
میپرسم که تو کجایی؟!
تو کجا سرت مشغوله؟!

ادامه مطلب

پاییز تنهایی

بوی پاییز و حسِ سردِ فراق..

درست شبیهِ برگِ خشک و زردِ درختِ کنارِ جو!

ادامه مطلب