متن عاشقانه

دسته متن عاشقانه



بیرحمِ مهربان

امشب میتوانم غمگین ترین شعرهایم را بگویم..
شاید بگویم: شب، ستاره باران است..
نسیمی سرد و آرام صورتم را به نوازش وا میدارد و دستانم را به لرزشِ سرما..

ادامه مطلب

لحظه ها رو با تو بودن

شنبه پنجم بهمن ماهِ ۹۸٫٫
چیزی به پایانِ ساعاتِ کاری نمونده..
کسل و بی حال و بی حوصله ام..
موبایلم زنگ میخوره..
پشتِ خط، مادرمه..

ادامه مطلب

برف باریده اونم چه برفی!

صبح یک روز برفی

چند روزیه که ننه سرما داره حسابی خودش رو نشون میده..
هوا خیلی سرد شده و آدمِ تنبل و سرمایی مثلِ من رو بیشتر از همیشه خونه نشین کرده..

ادامه مطلب

دلم برایت تنگ شده

من جای تمامِ کسانی که دلتنگت نمیشوند..
من جای تمامِ کسانی که بیتابِ چشمهایت نیستند..
من جای تمامِ کسانی که گفتند دوستت دارند، تو ماندی و آنها نماندند..

ادامه مطلب

پاییز، آذر، یلدا

چقدر صدای آمدنِ پاییز، شبیهِ صدای قدمهای تو بود..
ملتهب، مرموز، دوست داشتنی!

چقدر هوای پاییز، شبیهِ دستهای توست..

ادامه مطلب

اگر پاییز نویسنده بود

میگم: پاییز اگه خواننده بود، صداش عینِ صدای بنان بود..
وقتی که با اوجِ غمِ توی صداش میگه:
ای الهه ی ناز، با غمِ من بساز..

ادامه مطلب

مرگ کجایی که زندگی مرا کشت؟

باز در آینه کسی را میبینم، که تاریکی، تنهایی را به آن اجبار میکند..
کسی را میبینم که شب و روز بی پروا میگردد..
میگردم،..
میگردم در پیِ تو اما تو نیستی!

ادامه مطلب

گمشده

در چه حالی پری نازنینم؟!
نوگُلِ نازِ رویِ زمینم..
دور از من کجا خانه کردی؟!
در کدامین دلی لانه کردی؟!

ادامه مطلب

ما خیلی سختی کشیدیم

ما خیلی سختی کشیدیم تا به هم نرسیم..
مگه چیه؟! همه ی سختی کشیدن ها که آخرش رسیدن نیست!
ما خیلی کشیدیم!

ادامه مطلب

حوالیِ خلوتِ من

من نمی‌دونم این دوست داشتن چیه، که هر بار یکی رو دوست داشتم، دنیا گفت به دَرَک..
یه دیوارِ بلند کشید جلوم و گفت: حقِ حرف زدن نداری، حقِ بغل کردن، حقِ بوسیدن..

ادامه مطلب