شعر عاشقانه

دسته شعر عاشقانه



دلتنگی

بابا من که تاریک نبودم..
اهلِ نور بودم و محبت، زلالِ زلال بودم..
سنگایِ کفِ صدامو میشمردی یادت نیست؟!

ادامه مطلب

چقدر ساده به هم ریختی، روانِ مرا

من آماده ام..
آماده برای متوقف کردنِ ساعتها خواباندنِ خاطرات..
برای کندنِ نقابِ لبخندهای کمرنگ..

ادامه مطلب

انتظار

میگم: دیدی یادت رفت!
دیدی یادم رفت!
دیدی اولِ سال شد و با هم حرف نزدیم!
از بس که باورمون شده، هیچ وقت آفتابِ آسمونِمون نمیشی..

ادامه مطلب

دلم برایت تنگ شده

من جای تمامِ کسانی که دلتنگت نمیشوند..
من جای تمامِ کسانی که بیتابِ چشمهایت نیستند..
من جای تمامِ کسانی که گفتند دوستت دارند، تو ماندی و آنها نماندند..

ادامه مطلب

اولین ها

اولین ها همیشه موندِگارَن..
قانونِ خاطرات میگه: هر چیزی رو که برای اولین بار توی زندگی تجربه میکنیم، توی ذهنمون تبدیل به یه حفره ی عمیق میشه..

ادامه مطلب

گمشده

در چه حالی پری نازنینم؟!
نوگُلِ نازِ رویِ زمینم..
دور از من کجا خانه کردی؟!
در کدامین دلی لانه کردی؟!

ادامه مطلب

ما خیلی سختی کشیدیم

ما خیلی سختی کشیدیم تا به هم نرسیم..
مگه چیه؟! همه ی سختی کشیدن ها که آخرش رسیدن نیست!
ما خیلی کشیدیم!

ادامه مطلب

حوالیِ خلوتِ من

من نمی‌دونم این دوست داشتن چیه، که هر بار یکی رو دوست داشتم، دنیا گفت به دَرَک..
یه دیوارِ بلند کشید جلوم و گفت: حقِ حرف زدن نداری، حقِ بغل کردن، حقِ بوسیدن..

ادامه مطلب

پاییز تنهایی

بوی پاییز و حسِ سردِ فراق..

درست شبیهِ برگِ خشک و زردِ درختِ کنارِ جو!

ادامه مطلب

پاییز میرسد

پاییز می‌رسد که مرا مبتلا کند..
با رنگ‌های تـازه مــرا آشنا کند..

پاییز می‌رسد که همانندِ سالِ پیش..
خود را دوباره در دلِ قالیچـــه جا کند..

ادامه مطلب