خلوت دل


یادش بخیر

یه هفتهء دیگه هم گذشت…
رسیدیم به صبح پنجشنبه…
روزها خیلی زود میگذرن و رفته رفته از عمرمون کم و کمتر میشه!!
شمارش معکوس به سرعت انجام میشه…
انگار همین دیروز بود که پای سفرهء هفت‌سین نشسته بودیم و آغاز سال 1394 رو اعلام کردن…

ادامه مطلب

يكروز مي آیی كه:

يكروز مي آيي كه من،
ديگر دُچارت نيستم
از صبر ويرانم ولي،
چشم انتظارت نيستم

ادامه مطلب

باید و نیست

تو را خبر ز دل بی قرار باید و نیست
غم تو هست ولی غم‌گسار باید و نیست
اسیر گریه ی بی اختیار خویشتنم
فغان که در کف من اختیار باید و نیست

ادامه مطلب

من و آسمان و یک رویا

دیشب درد هایم را به آسمان گفتم…
بد جور گرفت…
تاب نیاورد و شروع به گریستن کرد…
چه گریستنی!!

ادامه مطلب

در حسرت دیدار تو آواره‌ترینم.

بهمن هم از راه رسید…
ماهی که من همیشه منتظرش میشدم….
آخه تولد عشقم توی این ماهه…
همیشه کلی واسه روز تولدش برنامه می‌ریختم!!

ادامه مطلب

با نام تو آغاز می‌کنم

من …
سر دفتر خویش را …
با آفتابِ روی تو …
کز مشرقِ خیال دمیده است ،
آغاز می کنم !!

ادامه مطلب

ای خلوت دل سلام

سلام
سلامی از جنس نوشتن
و سلامی از جنس
مرکب زعفران با قلم عشق از بال پرنده خیالم که بالاتر از هر عقابی به تیز پروازی می پردازد و در

ادامه مطلب



خلوت دل