ارشیو وبلاگ



تو نیستی که ببینی

تو نیستی که ببینی چگونه عطرِ تو در عمقِ لحظه‌ها جاریست..
چگونه عکسِ تو در برقِ شیشه ها پیداست..
چگونه جایِ تو در جانِ زندگی سبز است..

ادامه مطلب

ایوانِ پاییز

پاییز است..
برگِ خزان آرام و بی صدا، آهسته و رقص کنان، بر دامنِ نسیم، زردیِ خویش به هر گوشه و کناری مینِشانَد..
ماهِ مهر است، قصه ی دیرینِ عشق..

ادامه مطلب

پاییز در راه است

پاییز در راه است و من، پشت دیوارِ سکوت نشسته ام و به لحظه های بی تو خرده می گیرم..
زمان خالی از هر یادی که مرا به چین چینِ دامنت نزدیک کند، می گذرد..

ادامه مطلب

تو را دوست دارم

جایی بی سراغ برای رفعِ دلشکستگی..
چایی داغ برای رفعِ خستگی..
سطری کتاب برای دغدعه ی فراموشی..
شعری ناب برای زمزمه در خاموشی..

ادامه مطلب

دیشب خوابِ تو را دیدم

دیشب خوابت را دیدم..
گریه می کردم..
به گمانم چشمانم با ابرهای بهاری مسابقه گذاشته بودند..

ادامه مطلب

بغضِ بی امان

اومده بود توی حیاطِ آقا جون..
نشستم بقلِ درختِ توت، سرم رو تکیه دادم به درخت..
چشمام رو هم دوختم به آسِمونِ ابری..

ادامه مطلب

عطرِ یادهای تو

میسوزم و عطرِ یادهای تو را میدهم..
عطرِ بالِ پرنده ای تازه سال، که به اشتیاقِ قوسِ قَزَح پَر گرفت و به خانه ی خود برنگشت..

ادامه مطلب

قرار

میگم: اصلا مگه قرار نبود از ما حرکت باشه، از دلبرمون دل ضعفه رفتن؟!
مگه قرار نبود از تهِ دل بخوایم، بشه؟!
خب ما که خواستیم!

ادامه مطلب

از سفر تا کرونا

انگاری چیزی ندارم که راجع بهش بنویسم..
آخه هر چی به مخم فشار میارم که چیزی از توش در بیارم و بنویسم، به موضوعِ چندان مهمی نمیرسم..
مگه این چینی ها گذاشتن بفهمیم امسال بهار و تابستونش چی به چی شد!

ادامه مطلب

وقتی که رفته

شاید اگه خوب باشم، بهتر از من پیدا بشه..
اما اگه بد بشم، بدتر از من پیدا نمیشه..
میدونی چرا؟!
گُفتنِ دلیلش هم خیلی سخته، سختتر از سخت..

ادامه مطلب