بهمن ۱۳۹۸

ارشیو ماهانه بهمن ۱۳۹۸



بیرحمِ مهربان

امشب میتوانم غمگین ترین شعرهایم را بگویم..
شاید بگویم: شب، ستاره باران است..
نسیمی سرد و آرام صورتم را به نوازش وا میدارد و دستانم را به لرزشِ سرما..

ادامه مطلب

لحظه ها رو با تو بودن

شنبه پنجم بهمن ماهِ ۹۸٫٫
چیزی به پایانِ ساعاتِ کاری نمونده..
کسل و بی حال و بی حوصله ام..
موبایلم زنگ میخوره..
پشتِ خط، مادرمه..

ادامه مطلب

بهـــمن

من نمیتونم دوستش نداشته باشم و نمیتونم نسبت بهش بی اهمیت باشم..
اما یاد گرفتم، نشون بدم نسبت بهش حسی ندارم و یاد گرفتم نشون بدم بهش بی اهمیتم..

ادامه مطلب