مهر ۱۳۹۸

ارشیو ماهانه مهر ۱۳۹۸



حوالیِ خلوتِ من

من نمی‌دونم این دوست داشتن چیه، که هر بار یکی رو دوست داشتم، دنیا گفت به دَرَک..
یه دیوارِ بلند کشید جلوم و گفت: حقِ حرف زدن نداری، حقِ بغل کردن، حقِ بوسیدن..

ادامه مطلب

تو رو می خواستم

من تو رو واسه باقی مانده ی عمرم میخواستم..
برای صبح های زود، که نورِ آفتاب به صورتت می خوره و اونقدر محوِ تماشات بشم که بیدارت نکنم و خواب بمونی..

ادامه مطلب

الان کجایی؟

من مثلِ همه نمیپرسم که من کجام، اینجا کجاست..
میپرسم که تو کجایی؟!
تو کجا سرت مشغوله؟!

ادامه مطلب

پاییز تنهایی

بوی پاییز و حسِ سردِ فراق..

درست شبیهِ برگِ خشک و زردِ درختِ کنارِ جو!

ادامه مطلب