خرداد ۱۳۹۸

ارشیو ماهانه خرداد ۱۳۹۸



من یه عاشقم

لعنت به اون چِشایِ قشنگِ قهوه ای سوختت که دلم آتیش گرفت از این همه زیباییش..
لعنت به اون خنده هات، خنده هات، که منو بی بَهونه میرسونه تو اوجِ آسمون ها..

ادامه مطلب

و عشق یعنی:

و عشق یعنی چشمهایش را اندازه ی دنیا ببینی و دنیا را اندازه ی آغوشش..
من از آغوشِ تو بارها به بهشت رفته ام..

ادامه مطلب

دنیای بعد از تو

صدای پاتو میشنوم که از دور داری میای..
یعنی خیلی وقت بود که نمیومدی و منم منتظرت بودم که دیگه باید بیایی این روزا..
تو قدمات رو تندتر میکنی تا به من برسی، منم لابد قلبم تندتر میشه واسه دیدنت..

ادامه مطلب

من خوبِ خوب شدم

من خوبِ خوب شدم
دیگه درد ندارم..
کتفم درد نمیکنه..
قلبم از جاش در نمیاد وقتی بِهِت فکر میکنم..

ادامه مطلب

داستان کسالتِ من و عفونتِ کلیه هام

واردِ خرداد ماه شدیم و چند روزی هم ازش گذشته..
اونم چه گُذَشتنی!
در پستِ قبلی نوشتم که چند روزی کسالت داشتم و این حرفا..
حالا بگم از ادامه ی ماجرا..

ادامه مطلب