آذر ۱۳۹۷

ارشیو ماهانه آذر ۱۳۹۷



بوی یلدا

بوی یلدا را میشنوی انتهای خیابان آذر؟!
باز هم قرارِ عاشقانه ی پاییز و زمستان..

ادامه مطلب

پاییز بیچاره دارد میرود

بارش برف در زنجان دوشنبه: 26 آذر 97

دیشب برف میبارید..
فورا بیرون رفتم و عکسی از این همه زیباییِ بی تو گرفتم..
نگاه کن در شهری که خالی از توست، چه برفِ زیبایی میبارد..

ادامه مطلب

لحظه های سرد تنهایی

همچنان می گذرد این روزها..
همچنان لحظه های سردِ تنهایی میگذرد..
اما هنوز باور ندارم که تنهایم!

ادامه مطلب

نامی برای تو

به تو می اندیشم و برای سرودن از تو تمامِ واژه های هستی را مرور میکنم..
به راستی، کدام واژه نشان از تو دارد؟!

ادامه مطلب

تـــهِ خـــط

این روزا نه حرفی برای گفتن دارم و نه کاری برای انجام دادم..
روزهای سرد و کوتاهِ پاییزی پشتِ سرِ هم میان و میرن و من فقط میشینم و نگاه میکنم..

ادامه مطلب