مهر ۱۳۹۷

ارشیو ماهانه مهر ۱۳۹۷



قرارِ مستقیم با خدا

بالاخره یه روز یه قرارِ مستقیم با خدا میذارم..
با هم میریم یه کافه ی دنج..
دو استکان چای، با عطرِ مخصوص..
بالاخره حرفامو بهش میزنم..

ادامه مطلب

هوای عشقِ تو

بگذار تمامیِ درهای عالم به رویَم بسته باشند..
مرا چه باک، وقتی که پلکِ نازکِ چشمانت، پنجره ی سبزی از ابدیت را به رویَم میگشاید..

ادامه مطلب

من ساده ام

چه دورم از دل خود در کنار بعضی ها..
دلی که رفته از آن اعتبارِ بعضی ها..

فراری از خودم و از تمامِ انسان ها..
و زجر می کشم آه ،از شعار بعضی ها..

ادامه مطلب

حاصل عشقِ تو

تو از من، یه آدمِ بدبین ساختی..
آدمی که به هر حرف عاشقانه یی فقط می تونه بخنده..

ادامه مطلب

باز خوانیِ آهنگ زیبای برگ

درود بر دوستان و همراهانِ همیشگی..
امید دارم در این روزهای زیبای پاییزی، هر کجا که هستید شاد و سلامت باشید..

ادامه مطلب