آذر ۱۳۹۶

ارشیو ماهانه آذر ۱۳۹۶



یلدای بی تو

شبِ یلداست..
شبِ از تو به دلگیریهاست..
شبِ دیوانگیِ اغلبِ زنجیریهاست..

ادامه مطلب

برای دردهای بزرگ نمیتوان گریست

همیشه میگن: دار بزن خاطراتِ کسی رو که تورو تنها گذاشت و رفت..
اما من میگم: درسته تنهام گذاشت، ولی من حالم خوبه..

ادامه مطلب

پاییز را از من دریغ مکن

چقدر زود تمام شد..
این پاییز که به پاییز نرفته است!
نیامده، بوی زمستان میدهد..

ادامه مطلب

غم انگیز ترین روزهای پاییزیِ من

بعضی وقتا اونقدر غرق در افکارم میشم که متوجهِ گذر زمان نمیشم..
فقط غروب یک روزِ پاییزیِ خیلی سرد توی خیابون راه میفتم..

ادامه مطلب

در احوالِ من و تلگرام

حالم، خیلی خوب نیست..
گاهی وقتا، دردِ شدیدی توی سینم احساس میکنم..

ادامه مطلب

مخاطبِ آشنا

گاه گاهی که دلم میگیرد؛ به خودم میگویم:
در دیاری که پر از دیوار است، به کجا باید رفت؟!

ادامه مطلب

کمی احساس مسئولیت

هم در هوایِ ابریِ آذر دلم گرفت..
هم در سکوتِ سردِ پاییز دلم گرفت..

هر جا که عاشقی به مرادِ دلش رسید..
هر جا گرفت نم‌نم باران دلم گرفت..

ادامه مطلب