مرداد ۱۳۹۵

ارشیو ماهانه مرداد ۱۳۹۵



چطور میتونم شاد باشم وقتی…

درود بر همگان.
مدتی بود حس و حال نوشتن رو نداشتم.
این روزها اون قدر گرفتاری هام زیاد شدن که در خودم توانی برای نوشتنشون نمیبینم.

ادامه مطلب

سفر بخیر مسافرم

سفر به خیر گلِ من که میروی با باد

ز دیده میروی اما نمیروی از یاد

کدام دشت و دمن؟یا کدام باغ و چمن؟

کجاست مقصدت ای گل ؟ کجاست مقصدِ باد؟

ادامه مطلب

بازی

قـبـول نیــسـت . . .

ایـن بـار تـو چـشـم بـگـذار،

مــن فـرامـوشـت مـی کنـم . . .

ادامه مطلب

بدون خدا حافظی

رفتی ؟
بی خداحافظی؟
فکر دلم نبودی که بی تو عذاب میکشد؟
فکر من نبودی که بی تو زندگی برایم جهنم می شود؟

ادامه مطلب

سال مرگ تولدم مبارک

اکنون تجربه می کنم سی و سومین سالمرگ زندگیم را!
و تو بیا نگاه کن…
که چه زشت، زمان به لحظه های بی تو بودن می خندد!

ادامه مطلب

به تو تقدیم ای عشق

به تو تقدیم ای عشقی که زخمت زخمِ کاری بود
و بعد از سال ها هر شب برایم یادگاری بود

به تو تقدیم این شعر پر از احساس تنهایی
همین حسی که می دانی مساوی با خماری بود

ادامه مطلب

یکی را دوست دارم

یکی را دوست دارم ولی او باور ندارد.

یکی را دوست دارم همان کسی که شب و روز به یادش هستم و لحظات سرد

زندگیم را با گرمای عشق او میگذرانم !

ادامه مطلب

نشنو از نی بشنو از مِی

نشنو از نی, گفته اش دل خون کند

بشنو از مِی, عاقلی مجنون کند

تا که نی در خون نگردد نیست نی

مِی که تا دل خون نگردد نیست مِی

ادامه مطلب

هوای دل

امشب آسمان صاف است

صاف صاف …

خبری از باران نیست…!

ادامه مطلب

بی حوصله و خسته و آواره و پیرم

بی حوصله و خسته و آواره و پیرم
حتی رمقی نیست به جانم که بمیرم

کو حوصله ای تا بکشم ناز نفس را
یا معذرت بازدمی را بپذیرم

ادامه مطلب