تیر ۱۳۹۵

ارشیو ماهانه تیر ۱۳۹۵



تا حالا شده؟!

تا حالا …….

شده یه چیزی تو دلت سنگینی کنه….؟؟؟

خیلی سخته آدم کسی رو نداشته باشه…

ادامه مطلب

بیدل و خسته درین شهرم و دلداری نیست

بیدل و خسته درین شهرم و دلداری نیست
غم دل با که توان گفت که غمخواری نیست

ادامه مطلب

باز باران آمد.

با منی اما نفهمیدی که تنهاتر شدم
گریه کردم فکر کردی زیر باران تر شدم

ادامه مطلب

در خودم گم شده ام

در خودم گم شده ام، دست و دلم نیست به کار
تو نباشی، من و دست و دل و کارم به چه کار؟

مثلِ من, لک زده لب های تو را فنجانم
دست برداشته انگیزه و شور از جانم

ادامه مطلب

ماه رمضان هم با همه ی تلخیهاش تموم شد.

خب مثل اینکه ماه رمضان هم تموم شد و امروز روز آخرشه…
البته اگر این ماه امشب خودش رو نشون بده و بازی در نیاره…
واقعا توی این ماه اداره اومدن یکی از کارهای خیلی خیلی سخته…
همه بی حال هستن و خواب آلود…

ادامه مطلب

بدون عشق

بدونِ عشق، کم کم مغزِ من از کار می افتد!

نوارِ قلبِ من بر چرخه ی تکرار می افتد!

شبیهِ آخرین برگِ درختی پیر، در طوفان،

که تا حالا نیفتاده، ولی این بار، می افتد.

ادامه مطلب

خندید و رفت

روز اول بی هوا قلب مرا دزدید و رفت

روز دوم آمد و اسم مرا پرسید و رفت

روز سوم آه, خالی هم کنار لب گذاشت

دانه ی دیوانگی را در دلم پاشید و رفت

ادامه مطلب

پریشان توام

پریشان توام هرچند می دانم نمی دانی

چه حالی دارد ای گیسو کمندِ من, پریشانی

ادامه مطلب

نشد که ببینمش!

درود بر همراهان همیشگی خلوت دل.
امیدوارم اوقات و لحظات بر شما خوش باشه…
از هفته ی گذشته طوفان شدیدی توی زنجان شروع شده!
مدام باد شدیدی در حال وزشه و گاهی اوقات هم بارون میاد!

ادامه مطلب