خرداد ۱۳۹۵

ارشیو ماهانه خرداد ۱۳۹۵



باران تویی, به خاک من بزن.

از آسمانم ماتم ببارد
هراس بی‌ تو ماندنم ادامه دارد

نمی‌نویسم ترانه بی‌ تو
چگونه پَر کشد خیال واژه بی‌ تو

ادامه مطلب

کی خواهی آمد؟

روزها رفتند

و تو به یاد نیاوردی

که آنجا

در آن گوشه ی متروک قلبت

ادامه مطلب

ببــــار بــــاران

وقتـی که دلـــــــت
یک جـورِ خــاص می گیـــرد
وقتـی که دیگـــر لبخنـــــد از روی گونــــه هایت محـو می شـود
وقتـی که مجبــــــور به انتخــابی دیگـر می شــوی
وقتـی پـا روی دل می گــذاری
وقتـی می دانـی راهـی که به بــی راهــــه می رود
ادامـــه دادنَش سخـــــت تر از دل کنـدن اسـت

ادامه مطلب

شبهای تنهایی

من از شب های تنهایی، هزاران داستان دارم

درون دل نمی دانی، چه اندوهی نهان دارم

چه می پرسی ز سوزِ دل، که چون شمع سحرگاهی

ز عشق بی سرانجامم، بسی آتش به جان دارم

ادامه مطلب

عشق

عاقلی بودم که عشق آمد امانم را گرفت

بندبند جسم و جان و استخوانم را گرفت

لال گشتم تا که عشق آمد ب ایوان دلم

در ازای این محبت او زبانم را گرفت

ادامه مطلب

عشقم سفر خوش گذشت؟

عشق من سلام.
حالت خوبه؟
چه خبر؟
سفر خوش گذشت؟!
تو که دوازده ماه سال رو مسافرتی!

ادامه مطلب

قصه ی عشق

بس شنیدم داستان بی کسی

بس شنیدم قصه ی دلواپسی

قصه ی عشق از زبان هر کسی

گفته اند از مِی حکایت ها بسی

ادامه مطلب

کمی از اوضاع این روزهام.

چند روزی میشه که پیدام نیست..
خودم رو هم گم کردم…
آخه اتفاق جدیدی نیفتاده تا بخوام در بارش چیزی بنویسم…

ادامه مطلب

خرابم نیستی

آن قدَر ها هم که مے‌گفتی خرابم نیستی…
گفته بودی عاشقی, پا در رکابم نیستی…

حرفهایت یک به یک در گوش من جا مانده است..
تازه گاهی اهل یک حرف حسابم نیستی…

ادامه مطلب

نذرِ تو

دیشب سه غزل نذرِ تو کردم که بیایی

چشمم به رَهِ عاطفه خشکید کجایی

با شِکوه ی من، چهره ی آیینه تَرَک خورد

از سوی تو اما نه تبسم نه نِدایی!!

ادامه مطلب