فروردین ۱۳۹۵

ارشیو ماهانه فروردین ۱۳۹۵



نامه ای برای او که فراموشش شدم

به قول مریم سلام بهونه ی قشنگم واسه نفس کشیدن…
حالت خوبه؟
چه خبرا؟
با روزگار چه میکنی؟!
آره منم…شناختی؟!

ادامه مطلب

کاش اینجا بودی!

در امتداد تنهایی و دوری از دست های گرم و مهربانت…

فانوس های انتظار را در دست گرفته ام …….

جایی در قلبم کنار گلبوته های یاس با تخیل کبود نیامدنت…

ادامه مطلب

ستمگر

برو ای تُرک که ترک تو ستمگر کردم
حیف از آن عمر که در پای تو من سرکردم

عهد و پیمان تو با ما و وفا با دگران
ساده دل من که قسم های تو باور کردم

ادامه مطلب

چه خبر از کجا؟!

امروز هوا خیلی سرده…
با این که پالتو تنمه باز هم دارم میلرزم…
البته شوفاژها هنوز خاموشن و اداره مثل سردخونه شده…
صبح امروز پس از مدتها احساس گرسنگی کردم…

ادامه مطلب

میخواهمت…

مبادا پشت نبودنهایت تنهایم بگذاری….

من هنوز به همه تنهايیم عادت نکرده ام…

نگاه کن…

تنم از درد یخ می زند و چشمهایم از اندوهی گسترده تاول…

ادامه مطلب

چه شود؟!

چه شود به چهره زرد من, نظری برای خدا کنی

که اگر کُنی همه دردِ من, به یکی نظاره دوا کنی

ادامه مطلب

جاده دلگیر است

جاده دلگیر است وقتی عشق همراهت نباشد
دوستان باشند, اما یار دلخواهت نباشد…

غربتت را از همه پنهان کنی و هی بخندی

ادامه مطلب

بیم فرو ریختن

به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد

که تو رفتی و دلم ثانیه‌ای بند نشد

لب تو میوه‌ی ممنوع ولی لبهایم

هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

ادامه مطلب

نامه ای به خدا

خداوندا امضا کن

به یکتایی ات کم آورده ام …

باز کن نامه ی مرا …

استعفای من است از” زمینت “

ادامه مطلب

به تو می‌اندیشم

همه روزی است که تنها به تو می اندیشم
از خودم غافلم اما به تو می اندیشم

ادامه مطلب