خوش آنکه تو باز‌آیی


خوش آنکه تو باز‌آیی

خوش آن که تو باز‌آیی و من پای تو بوسم

چون سایه‌ی زلف تو قدم‌های تو بوسم

هر جا که تو روزی نفسی جای گرفتی

آن‌جا رَوَم و گریه کنان جای تو بوسم

در باغ رَوَم بی‌تو و هر سرو که بینم

پایش به هوای قد و بالای تو بوسم

روی تو تصور کنم و لاله و گل را

از حسرت رخسار دلارای تو بوسم

هر جا که غزالیست چو مجنون سر و چشمش

در آرزوی نرگس شهلای تو بوسم

خواهم که شَوی مست شکر خواب صبوحی

در خواب مگر لعل شکرخای تو بوسم

من، اهلیِ درویش توام، ای شَهِ خوبان

دستی که ببوسم، به تمنای تو بوسم

0

درباره نویسنده

با درود فراوان. محسن ندرلو هستم و در شهر زنجان زندگی میکنم. متولد 18 مرداد سال 1363 هستم و علاقه فراوانی به شعر, ادب و موسیقی دارم. فعالیت من در حوزه موسیقی از سال 78 آغاز شده و سازی که مینوازم پیانو می‌باشد. بسیار احساساتی و گوشه گیر هستم شاید هم افسرده. امید چندانی به آینده ندارم و اکثر روزهایم بدون هیچ برنامه قبلی سپری میشود. دوستان زیادی ندارم و تعداد آن‌ها به تعداد انگشتان دست نمیرسد. در یکی از ادارات دولتی مشغول به کار هستم و اول مرداد 86 اولی روز کاری من بوده است. از بدو تولد دچار مشکل بینایی بودم و با گذشت زمان 70 درصد بیناییم را از دست داده ام. نوشتن هم یکی از موارد مورد علاقه من است و دلیل اصلی ایجاد این وبسایت. پیروز و شادکام باشید.

2 دیدگاه در خوش آنکه تو باز‌آیی

  • یحیی نیری  می گوید:

    سلام رفیق.
    دنبال این شعر بودم…سعادت داشتم،اینجا پیدا کنم.
    نوشته شما را خواندم و ناراحت شدم.به امید شادابی

    0
    • محسن  می گوید:

      درود دوست گرامی.
      خوشحالم که تونستم شما رو به هدفتون برسونم..
      سپاس از لطف بی کران شما..
      باز هم به خلوت من سر بزنید.

      0

پاسخ دهید

لطفا معادله ی امنیتی را حل کنید *