خلوت دل


خونه ی کوچیکِ لعنتی، خداحافظ!

در چشم به هم زدنی فصلِ بهار اومد و رفت..
انگار همین دیروز بود که سالِ ۹۷ شروع شد..
سه ماه گذشت و از پس فردا، روزهای گرمِ تابستون شروع میشن..

ادامه مطلب

بی مقدمه

بی مقدمه شروع میکنم به نوشتن..
نمیدانم برای که یا چه، فقط دلم میخواهد بنویسم..
اصلا اینجا را ساختم که بنویسم..

ادامه مطلب

کمی حسِ آرامش

چشمانت را ببند و خودت را میانِ یک چار دیواری مابین رختِ خواب و آهنگهایت تصور کن..
چشمهایت را ببند و تک به تکِ نفَس هایت را بشمار و خدا را شکر کن..

ادامه مطلب

آرزوی مرگ

خــــــــــدایا!
این دنیا همون زندونیه که تو برام ساختی..
این نوشته ها همون حصاریه که تو خواستی تا آخرِ دنیا اسیرش بشم..

ادامه مطلب

لالایی

لالا کن دخترِ زیبای شبنم..
لالا کن رویِ زانویِ شقایق..

بخواب تا رنگِ بی مهری نبینی..
تو بیداریه که تلخه حقایق..

ادامه مطلب

یعنی به همین راحتی از عشق گذشتی؟!

گیرم که به هر حال مرا برده ای از یاد..
گیرم که زمان خاطره ها را به فنا داد..

گیرم نه تو گفتی، نه شنیدی، نه تو بودی..
آن عاشقِ دیوانه که صد نامه فرستاد..

ادامه مطلب

دلم می‌خواهد

گاهی دلم می‌خواهد به کودکی باز گردم..
به همان زمان که بزرگترین آرزویم به آب نبات چوبی و یا نهایتا به یک اسباب بازی ختم می‌شد..

ادامه مطلب

حسی به تلخیِ تنهایی

کنارِ خیابون، گوشه ی پیاده رو نشستم و دارم فکر میکنم..
میخوام شروع کنم به نوشتن اما از چی و از کجا نمیدونم..
یه جورایی حسِ بدی دارم..

ادامه مطلب

نفرینِ ابد بر تو

همیشه نوشتن اولین جملات سخته..
نمیدونی میخوای از کجا شروع کنی!
از کجا یا از کی یا از کدوم لحظه!

ادامه مطلب

خداحافظ

گفته بودم برات؟!
این روزا خوبم..
یعنی از وقتی فراموشت کردم، خوبم..

ادامه مطلب
12345...1020...»



خلوت دل